چکاپ 2 مااهگی
سلام پسرای خوبم , هر روز که میگذره بیشتر عاشقتون میشم
29 آذر براتون وقت دکتر گرفتم تا چکاپ شید ایلیا جان یکم سرما خوردگی هم داشتی و جای ختنت هم باید چک میشد
خلاصه که همه چیتون به لطف خدا نرمال بود , توی مطب حلقه ختنه ایلیا هم افتاد دیگه مررررررررررررررد شدی مامانی , باید واست آستین بالا بزنم 
امیرعلی جان شما وزنت 4 کیلو و 750 گرم شده بود دکتر برات شربت رانیتیدین داده که معدت رفلاکسش خوب شه ( گاهی بالا میاری و با باد گلو چند غلپ شیر هم درمیاری و گاهی هم از گوشه لبات یکم شیر میاد بیرون )
و ایلیا جان شما 5 کیلو و350 گرم بودی
دکتر برات قطره بینی داده ...
دیشب شب یلدا بود , از صبح رفتیم خونه مامان عطی اینا , دایی جوادتون و بچه ها هم اونجا بودن , عصری رفتیم و خونه جدید مون رو بت هم دیدیم دیگه کم کم باید آماده اثاث کشی بشیم ...
شب هم رفتیم همگی خونه حاجی مامان و تا 1و30 اونجا بودیم
امیر علی جان , فدای اون چشمات بشم که دنبال همه چی میگرده ... مامانی از روزی که 2 ماهت شده به صورتم لبخند میزنی و دل منو آب میکنی ... نمیدونی چقدر خوردنی مااااااااااماااااانی
ایلیا جان عاشق اینی که سرتو رو شونم بذاری و لم بدی ... خیلی کم میخندی ولی بچه خیلی خوبی هستی و اصلا اذیت نمیکنی فدات شم
مامان و بابا عاشق هردوتونن ... بووووووووووووووووووووووس


چکاپ 2 مااهگی
